الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

85

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

آنان كه به تو ايمان آورده و از تو پيروى كرده‌اند ، به مباهلهء ما اقدام نمىنمايى ؟ » . ( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ براى آنها تأكيد نمود كه اهل بيتش برترين خلايق نزد خداوند هستند . آن حضرت فرمود : « بارى ، با اينها كه بهترين اهل زمين و برترين خلايق هستند ، با شما مباهله مىكنم » . آنها به وحشت افتادند و دانستند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر حق است . پس نزد اسقف كه پيشواى آنان بود برگشتند تا با او در اين باره مشورت كنند . آنان به وى گفتند : « اى ابا حارثه ! در اين امر چه نظر دارى ؟ » . « چهره‌هايى را مىبينم كه اگر كسى از خداوند به سبب آنها بخواهد تا كوهى را از جاى بردارد ، آن را بر مىداشت » . ( 2 ) به اين هم اكتفا ننمود بلكه گفتهء خود را با دليل و سوگند مؤكد ساخت و گفت : « آيا محمد را نمىنگريد كه دستهايش را بلند كرده و منتظر است كه شما دو نفر چه مطلبى را به او مىگوييد ، سوگند به مسيح ! اگر دهانش به كلمه‌اى گشوده شود ، نه به خانواده بازمىگرديم و نه به مال و منال ! » . ( 3 ) وى آنها را از مباهله بازمىداشت و در ميان آنها فرياد مىكشيد و مىگفت : « آيا نمىبينيد آفتاب را كه رنگش دگرگون گشته و افق را كه ابرهاى تيره در آن فراهم نشده و باد را كه سياه و سرخ وزيدن گرفته و اين كوهها را كه دود از آنها به هوا برخاسته است . عذابى بر بالاى سر ما قرار گرفته ، بنگريد به پرندگان كه چينه‌دانهاى خود را خالى مىكنند و درختان را كه برگهاى خود را فرو مىريزند و اين زمين را كه چگونه در زير پاهايمان به لرزه افتاده است ! » . آن چهره‌هاى عظيم ، آنان را پوشانده بود و به عيان ديدند كه چه فضيلت فراوان و چه كرامتى را نزد خداوند دارند . ( 4 ) مسيحيان فورا به فكر چاره افتادند و با شتاب نزد پيامبر رفتند و گفتند : « اى